Monday, 21 September 2009

براي آن روز

نانم را با تو قسمت مي كنم/
خنده ام را/اميدم را/
دستهايت را برايم نگه دار
........... براي روزي كه دور نيست

Saturday, 12 September 2009

صیاد!

صدای بالهایمان را می شنوم

پرنده های مرده در گلوی ما آواز می خوانند....

قفس کوچک است !

اما پرواز را از یاد نبرده ایم

چه بخواهی چه نخواهی

این بار پریده ایم.......

جمعه مي آيم حتي اگر جمعه آخرم باشد